ابراهيم عاملي ( موثق )
385
تفسير عاملي ( فارسي )
حالتى است كه سختى بنهايت مرتبه ميرسد و از داخل و خارج فشار وارد مىشود آن هنگام است كه موجب گشايش كار و رفع مشكلات از نظر خارج و اجتماع بوسيلهى غلبهى حقّ بر باطل خواهد بود و از نظر نفسانى و شخصى بوسيلهى رياضت نفس راحتى و آسايش وجدان فراهم خواهد شد و بعد از رفتن ازين عالم رضوان و دار السّلام نصيب مىشود . حسينى نوشته است : مثنوى : ز آن بلاها كانبيا برداشتند سر بچرخ هفتمين افراشتند هر كه در راه محبّت پيشتر بر دل او بار محنت بيشتر سخن ما : به هيچ وجه مطلب بر خلاف انتظار در اين آيه اظهار نشده است و فقط اين جملهها توجّه داده است مردم را بيك قانون كلَّى در طبيعت . فلاسفه ، كرهى زمين و مجموعهى متعلَّقات آن را عالم كون و فساد ناميدهاند يعنى مجموعهاى از پيدايش و نابودى كه هر پيدايش دنبالهى نابودى است و آخر هر پيدايش نابودى است پس شرط موفقيّت درين عالم فشار و سختى است . مثلى است مشهور بيرنج گنج ميسّر نمىشود . ازين روى در آيه يادآورى شده است : شما مسلمانان كه بانتظار پايان دوران زندگى و خوشبختى هميشگى هستيد چگونه مىخواهيد رنجى از فقر و فشار دشمن بشما نرسد با اينكه براى زندگى روزانه هزاران گرفتارى بايد طىّ كنيد و گذشتگان شما كه همين فكر و انتظار را داشتند از سختى روزگار بستوه ميآمدند بطورى كه پيشوايان آنها هم نالهشان بلند ميشد . پس شما همان مراتب كه ديگران برگذار كردند بايستى برگذار كنيد تا به آنچه چشم داريد برسيد .